عشق و دوستی و محبت

در قصه ای قدیمی حکایت می کنند که وقتی روزی روزگاری در سرزمینی دور، مردم گناهان بسیار کردند و مورد خشم خداوند قرار گرفتند. خداوند بر آن شد تا تنبیهی سخت بر آنها مقرر فرماید.

تنبیهی سخت تر از آتش و سیل و زلزله و قحطی و بیماری، تنبیهی که نسلها را سوزنده تر از آتش بسوزاند، بی آنکه کسی ببیندش یا بر آن واقف شود.

 

پس خداوند دو کلمه ((دوستت دارم)) را از ذهن و قلب مردم پاک کرد، چنان که از روز ازل آن کلمات را نه شنیده، نه گفته ونه احساس کرده باشند.

 

ابتدا همه چیز عادی و زندگی به روال همیشگی خود درگذر بود. اما بلا کم کم رخ نمود. زمانی که مادری می خواست عشقی بی غش تقدیم فرزند کند، هنگامی که دو دلداده می خواستند کلام آخر را بگویند و خود را یکباره به دیگری واگذارند،آ نگاه که انسانها، دو همسایه، دو دوست در سینه چیزی گرم و صادقانه احساس می کردند و می خواستند که آن را نثار دیگری کنند، زبانها بسته بود و چشمها منتظر و آن کلامی که پاسخگوی همه ی این نیازها بود، از دهان کسی بیرون نمی آمد و تشنگی ها سیراب  نمی شد.

 

                                           و بعد...

 

کم کم سینه ها سرد شد، روابط گسست و ملال و بی تفاوتی جایگیر شد. دیگر کسی حرفی برای گفتن به دیگری نداشت. آدم ها در خود فسردند و در تنهایی بی وقفه از خود پرسیدند:

 

چه شد که ما به این جا رسیدیم، کدام نعمت از میان ما رخت بر بست؟ و اندوه امانشان را برید.

 

خداوند دلش بر این قوم که مفلوک تر از همه اقوام جهان شده بودند، سوخت و کلمات ((دوستت دارم)) را به ذهن و قلب آنها بازگرداند............

 

خدا را شکر که من هنوز می توانم به تو بگویم :

 

))                          دوستت دارم))

/ 5 نظر / 8 بازدید
سعیدآزاده

انرژی وقتی کاهش می یابد که افکارتان سست می شود '' بنابراین با اشتیاق '' تفکر خود را هشیار نگاه دارید. نورمن پیل سلام دوست عزیز مطلب جالبی بود . همیشه شاد و موفق باشید

میفروش

سلام . امیدوارم همیشه این کلام زیبا بر لب شما ، من و همه انسانها نقش ببنده تا زیبایی زندگی دو صد چندان بشه . برقرار باشید. به امید دیدار [گل]

شهباز

جودی خانم سلام. حالتان چطوره؟[گل][گل] بنده را بیاد دارید؟ خیلی خوشحالم که زیارتتان میکنم . خیلی وقت بود که خبری از شما نداشتم. امیدوارم هر جا که هستید شاد و برقرار باشید [گل][گل]

شهباز

وقتی که دست عزیزت یه نوازشگر خوبه وقتی که طلوع چشمات دشمن هرچی غروب وقتی که سایه ی اسمت روی لبهام خونه داره وقتی که زخم نفسهام بی تو مرهمی نداره تو بگو جز تو کسی هست که منو تنها نذاره؟؟؟ کسی هست که اگه رفتی واسه من بشه ستاره؟؟؟ [گل][گل]